تبدیل شالگردن از یک نماد نظامی به یک نماد مد: روایتی از تغییر کارکرد تا زیباییشناسی
شالگردن امروز یکی از رایجترین اکسسوریهای دنیای مد است؛ اکسسوریای که میتواند هم کارکردی باشد، هم زیباشناسانه، هم بخشی از هویت پوششی افراد. اما مسیر رسیدن به این جایگاه، مسیری ساده نبوده. این تکه پارچه که امروز روی شانه مدلها، استایلهای خیابانی و حتی در فصلهای مختلف کنار ما دیده میشود، زمانی ابزاری کاملاً نظامی و صرفاً کاربردی بود.
در این بلاگ، روند تحول شالگردن از نماد نظامی تا نماد مد را قدمبهقدم بررسی میکنیم.
۱. شالگردن در ابتدا یک ابزار بقا بود، نه یک وسیله مد
شالگردن در نخستین کاربردهایش هیچ ارتباطی با زیبایی، سبک یا استایل نداشت.
در گذشته، مخصوصاً در تاریخ نظامی، شالگردن برای اهداف زیر استفاده میشد:
۱.۱. محافظت در برابر سرما و شرایط سخت جوی
سربازان در جنگهای زمستانی، برای گرمکردن گردن و صورت، از شالهای ضخیم پشمی استفاده میکردند. این وسیله گاهی حتی نقش «خط دفاعی اول بدن» را بازی میکرد.
۱.۲. جلوگیری از تنفس گردوغبار در مناطق بیابانی
در جنگهایی که در بیابانها و مناطق خشک انجام میشد، سربازان از شالگردن برای پوشاندن دهان و بینی استفاده میکردند تا از تنفس گرد و ماسه جلوگیری کنند.
۱.۳. استتار و همرنگشدن با محیط
بسیاری از نیروهای نظامی از شالهایی با رنگهای خاکی، سبز یا استتاری استفاده میکردند تا با محیط اطراف خود هماهنگ شوند.
۱.۴. نشان وابستگی و هویت نظامی
در برخی دورهها، نوع شالگردن و نحوه بستن آن حتی نشان میداد فرد متعلق به کدام واحد یا لشکر است.
در تمام این مراحل، شالگردن یک ابزار بوده، نه یک عنصر زیباشناسانه.
۲.ورود شالگردن به زندگی مردم: گذار از جنگ به جامعه
با پایان جنگها و گسترش زندگی شهری، بسیاری از پوششهای نظامی وارد فرهنگ عمومی شدند.
شالگردن نیز از این قاعده مستثنی نبود.
۲.۱. استفاده توسط کارگران، چوپانها و مردم محلی
این گروهها از شالگردن برای محافظت از سرما، نور شدید خورشید، باد یا گردوخاک استفاده میکردند.
کمکم نقش «حفاظتی» شالگردن به نقش «روزمره» تبدیل شد.
۲.۲. ایجاد هویت منطقهای
بعضی مناطق، طرحها و گرههای خاص خود را داشتند. این مرحله، شالگردن را از یک وسیله به یک نماد فرهنگی تبدیل کرد.
۳. نقطه عطف مهم: کشف شالگردن توسط صنعت مد
دنیای مد معمولاً به دنبال الهام از تاریخ، فرهنگ و حتی تجهیزات نظامی است.
در دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰، بسیاری از طراحان مد شروع کردند به:
+ تغییر جنس شالها (پنبه، کشمیر، ویسکوز، لینن و …)
+ استفاده از طرحهای متنوع و زیباشناسانه
+ تبدیل این پوشش ساده به یک عنصر استایلی و هویتی
این همان نقطهای است که شالگردن وارد دوگانهٔ جدیدی میشود:
هم یک ابزار دفاعی است، و هم یک عنصر زیباییشناسی.
۴. مد خیابانی و نقش نسل جوان در محبوبیت جهانی شالگردن
با گسترش استایلهای خیابانی و سبکهای مینیمال، شالگردن از یک اکسسوری زمستانی ساده تبدیل شد به بخشی از هویت پوششی جوانان.
نسل جدید از شالگردن استفاده میکند برای:
+ تکمیل کردن استایل
+ ایجاد تضاد رنگی
+ ساخت لایههای مختلف در لباس
+ نمایش سلیقه شخصی
و حتی در برخی فرهنگها، نشان دادن یک پیام یا یک موضوع اجتماعی.
۵. فاصله گرفتن از ریشه نظامی؛ نزدیک شدن به مد جهانی
چیزی که شالگردن را از نماد نظامی جدا کرد، بازطراحی، تنوع مواد، راحتی و قابلیت ترکیب با استایلهای مدرن بود
امروز شالگردن یعنی:
+ یک اکسسوری چهارفصل
+ قابل استفاده در استایل رسمی، کژوال و خیابانی
+ قابل تلفیق با کت، پالتو، مانتو، هودی یا بافت
+ وسیلهای برای اضافه کردن شخصیت به لباسها
+ وسیلهای برای انتقال حس و پیام
+ و دیگر کسی آن را یک «وسیله نظامی» نمیداند؛ بلکه یک بخش طبیعی و مدرن از مد جهان شده است.
جمعبندی: مسیری که از میدان جنگ شروع شد و روی شانههای مد تمام شد:
شالگردن یکی از بهترین مثالهاست که نشان میدهد چگونه یک پوشش ساده میتواند از یک فضای سخت و خشن نظامی وارد دنیای هنر، زیبایی و هویت پوششی شود.
این مسیر چهار مرحله را طی کرد:
۱.ابزار محافظتی در جنگ و میدانهای سخت
۲.پوشش روزمره برای مردم و گروههای محلی
۳.الهامبخش طراحان مد و تبدیلشدن به یک اکسسوری زیباشناسانه
۴.تبدیل به نماد فرهنگ مد، استایل خیابانی و هویت فردی
امروز شالگردن تنها یک پوشش گرمکننده نیست؛
یک بیان بصری از سلیقه، شخصیت و حتی فرهنگ است.
پستهای مرتبط